اعمال فشار به شکار تا توقف قلب
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:
بسیاری از مارها با فشار دادن، ابتدا طعمه خود را بی‏حرکت می‌کنند و سپس می‌کشند. البته عمل فشار دادن بسیار انرژی‌بر است زیرا مار در زمان فشار دادن طعمه، 7 برابر زمان استراحت انرژی مصرف می‏کند بنابراین مارها باید طعمه خود را فقط تا زمان مرگ فشار دهند و پس از اطمینان از مرگ طعمه، فشار را متوقف کنند. به همین دلیل، این پرسش مطرح می‌شود که مار از کجا متوجه می‏شود طعمه‏اش مرده است؟ محققان برای پاسخ دادن به این پرسش به بررسی رفتارهای شکار مارهای بوآ (Boa constrictor) پرداختند.

جدیدترین بررسی‏ها نشان می‏دهد مارهای بوآ هنگامی که متوجه ‏شوند قلب شکارشان از تپیدن ایستاده است، فشار را متوقف می‏کنند. اسکات بوباک و همکارانش از کالج دیکینسون پنسیلوانیا بر این باورند که این عمل به مار کمک می‏کند تا انرژی بیشتری حذف نکند. بوباک و همگروهی‏هایش در این تحقیق، کیسه‏های کوچکی را که با آب پر شده بود، در کنار قلب موش‏های مرده ، جای‏سازی کردند و با کمک پمپ‏های پیستونی، ضربان قلب طبیعی را در موش‏های مرده شبیه‏سازی کردند. محققان در ادامه، بدن این جوندگان را همانند طعمه‏های زنده با پتوی الکتریکی تا دمای 38 درجه سانتی‏گراد (دمای بدن یک جانور زنده) گرم کردند. آنها در ادامه به مارها اجازه دادند به این طعمه‌های شبیه‌سازی شده نزدیک شوند. گفتنی است مارهایی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفتند، 2 گروه بودند: مارهایی که از ابتدا در اسارت به دنیا آمدند و بزرگ شدند و مارهایی که بتازگی اسیر شدند و آنها را به آزمایشگاه آوردند. اگرچه مارهای بوآیی که بتازگی اسیر شده بودند، نسبت به مارهای بوآیی که در اسارت بزرگ شده و در قفس به شکار می‏پردازند، شکارشان را محکم‏تر فشار می‏دهند، اما هر دوی آنها پس از متوقف شدن ضربان قلب شکار، از فشار دادن شکار دست برمی‏دارند. محققان عقیده دارند که حساسیت به ضربان قلب از همان ابتدا در این مارها تکامل یافته است، زیرا بسیاری از طعمه‏های استفاده‏شده این مارها، حیوانات خونسردی بودند که می‏توانستند ساعت‏ها بدون اکسیژن زنده بمانند. به عنوان مثال مارمولک‏ می‏تواند مدت یک ساعت و نیم بدون اکسیژن زنده بماند. بنابراین مارها به بی‏حرکت شدن طعمه خود اکتفا نمی‌کنند و تا زمانی که از ساکت شدن صدای ضربان قلب شکار و مردن طعمه‏شان مطمئن نشوند، به فشار دادن ادامه می‌دهند.

منبع: NewScientist


 
روبات‌های پایشگر با توانایی بررسی محیط ساخته شدند
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:
انجام ماموریت‌های پایش و مراقبت توسط انسان برای به دست آوردن اطلاعات سودمند، بسیار ضروری است، اما فرستادن یک سرباز به مکان‌های حساس، اغلب بسیار خطرناک است. دانشمندان برای حل این مشکل، روبات‌هایی ساخته‌اند که می‌توانند کار این سربازان را انجام دهند.

آزمایشگاه فناوری‌های پیشرفته شرکت لاکهیدمارتین، چندی پیش، از طرح اولیه روباتی رونمایی کرد که با استفاده از حسگرهای ویژه می‌تواند محیط اطرافش را شبیه‌سازی و خطرهای بالقوه آن را شناسایی کند، خط دید را تخمین بزند و مخفیگاه‌های مناسب را مکان‌یابی کند. احتمالا برای ساخت نسل آینده روبات‌های مراقب و ناظر، از تلفیق حسگرهایی مشابه این نمونه اولیه با هوش مصنوعی قدرتمندتر استفاده و همه این مجموعه را در پیکر یک جسم پنهانکار، نصب می‌کنند. روبومار (Snakebot) مثالی از چنین روبات‌هایی است. آزمایشگاه بیوروباتیک و بیومکانیک موسسه فناوری تخنیون سازنده این روبات است. این روبات می‌تواند در لوله‌های فاضلاب نفوذ کند، زیر کف ساختمان‌ها بخزد یا آن که خودش را جمع کند و صاف بایستد تا چشم‌انداز گسترده‌تری داشته باشد و اطرافش را بهتر ببیند. این روبات می‌تواند یکی از قطعه‌ها یا بخش‌های خود را جدا کند، میکروفن‌های مخفی در محل نصب کند و حتی برای ماموریت‌های ترور، کلاهک منفجره با خود حمل کند. روبومار، روباتی 2 متری است که از قطعه‌های پلیمری ساخته شده است. این قطعه‌های پلیمری با مفصل‌های انعطاف‌پذیر به یکدیگر متصل شده‌اند و یک موتور الکتریکی، نیروی لازم برای حرکت آن را فراهم می‌کند. کنترل حرکت‌های این مار روباتیک هم به عهده نرم‌افزاری است که برای هر وضعیتی، بهترین شیوه حرکت را معین می‌کند. این روبات می‌تواند به شیوه‌های مختلفی مثل خزیدن، غلتیدن و مارپیچ حرکت کند. حرکت از پهلو سریع‌تر است، اما برای این شیوه حرکت، لازم است مسیریابی دقیقی صورت گیرد. سرعت خزیدن به سمت جلو با حرکت‌های موج‌دار‌ بدن کندتر است، اما برای مکان‌های تنگ و باریک مناسب است. شاید ساده‌ترین روش حرکت در سطوح‌ هموار، غلتیدن باشد. روبومار همچنین می‌تواند بدنش را بلند کند و از پله‌ها و دیگر موانع عمودی بالا برود.

نقشه‌برداری سه‌بعدی

دوربین‌های رادار لیزری روبومار تمام 360 درجه محیط اطراف را اسکن می‌کنند و به این ترتیب فاصله تمام سطوح بازتابنده محدوده پیرامون را تعیین می‌کنند و مجموعه‌ای از داده‌ها را پدید می‌آورند. نرم‌افزار این روبات هم با بررسی این داده‌ها، مدلی سه‌بعدی از محیط پیرامون می‌سازد. روبات با استفاده از این مدل می‌تواند خط دید منطقه و عوامل خطرساز را تعیین کند، مکان‌های مناسب برای مخفی شدن را شناسایی و به سمت آنها حرکت کند و از مکان‌هایی که احتمال دیده شدن در آنها وجود دارد، دوری کند.

حسگرهای هوشمندتر

این روبات، مجموعه‌ای از 4 میکروفن جهتگیری شده دارد و به وسیله آنها می‌تواند افراد در‌حال نزدیک‌شدن را شناسایی کند. روبات با مقایسه زمان رسیدن صداها به هر میکروفن، می‌تواند مکان، جهت و سرعت نزدیک شدن خطر را محاسبه و با استفاده از نتیجه این داده‌ها، تصمیم‌ بگیرد، آیا لازم است پنهان شود یا نه.

مترجم: زینب همتی

منبع: PopularScience


 
روبات‌های پایشگر با توانایی بررسی محیط ساخته شدند
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:
انجام ماموریت‌های پایش و مراقبت توسط انسان برای به دست آوردن اطلاعات سودمند، بسیار ضروری است، اما فرستادن یک سرباز به مکان‌های حساس، اغلب بسیار خطرناک است. دانشمندان برای حل این مشکل، روبات‌هایی ساخته‌اند که می‌توانند کار این سربازان را انجام دهند.

آزمایشگاه فناوری‌های پیشرفته شرکت لاکهیدمارتین، چندی پیش، از طرح اولیه روباتی رونمایی کرد که با استفاده از حسگرهای ویژه می‌تواند محیط اطرافش را شبیه‌سازی و خطرهای بالقوه آن را شناسایی کند، خط دید را تخمین بزند و مخفیگاه‌های مناسب را مکان‌یابی کند. احتمالا برای ساخت نسل آینده روبات‌های مراقب و ناظر، از تلفیق حسگرهایی مشابه این نمونه اولیه با هوش مصنوعی قدرتمندتر استفاده و همه این مجموعه را در پیکر یک جسم پنهانکار، نصب می‌کنند. روبومار (Snakebot) مثالی از چنین روبات‌هایی است. آزمایشگاه بیوروباتیک و بیومکانیک موسسه فناوری تخنیون سازنده این روبات است. این روبات می‌تواند در لوله‌های فاضلاب نفوذ کند، زیر کف ساختمان‌ها بخزد یا آن که خودش را جمع کند و صاف بایستد تا چشم‌انداز گسترده‌تری داشته باشد و اطرافش را بهتر ببیند. این روبات می‌تواند یکی از قطعه‌ها یا بخش‌های خود را جدا کند، میکروفن‌های مخفی در محل نصب کند و حتی برای ماموریت‌های ترور، کلاهک منفجره با خود حمل کند. روبومار، روباتی 2 متری است که از قطعه‌های پلیمری ساخته شده است. این قطعه‌های پلیمری با مفصل‌های انعطاف‌پذیر به یکدیگر متصل شده‌اند و یک موتور الکتریکی، نیروی لازم برای حرکت آن را فراهم می‌کند. کنترل حرکت‌های این مار روباتیک هم به عهده نرم‌افزاری است که برای هر وضعیتی، بهترین شیوه حرکت را معین می‌کند. این روبات می‌تواند به شیوه‌های مختلفی مثل خزیدن، غلتیدن و مارپیچ حرکت کند. حرکت از پهلو سریع‌تر است، اما برای این شیوه حرکت، لازم است مسیریابی دقیقی صورت گیرد. سرعت خزیدن به سمت جلو با حرکت‌های موج‌دار‌ بدن کندتر است، اما برای مکان‌های تنگ و باریک مناسب است. شاید ساده‌ترین روش حرکت در سطوح‌ هموار، غلتیدن باشد. روبومار همچنین می‌تواند بدنش را بلند کند و از پله‌ها و دیگر موانع عمودی بالا برود.

نقشه‌برداری سه‌بعدی

دوربین‌های رادار لیزری روبومار تمام 360 درجه محیط اطراف را اسکن می‌کنند و به این ترتیب فاصله تمام سطوح بازتابنده محدوده پیرامون را تعیین می‌کنند و مجموعه‌ای از داده‌ها را پدید می‌آورند. نرم‌افزار این روبات هم با بررسی این داده‌ها، مدلی سه‌بعدی از محیط پیرامون می‌سازد. روبات با استفاده از این مدل می‌تواند خط دید منطقه و عوامل خطرساز را تعیین کند، مکان‌های مناسب برای مخفی شدن را شناسایی و به سمت آنها حرکت کند و از مکان‌هایی که احتمال دیده شدن در آنها وجود دارد، دوری کند.

حسگرهای هوشمندتر

این روبات، مجموعه‌ای از 4 میکروفن جهتگیری شده دارد و به وسیله آنها می‌تواند افراد در‌حال نزدیک‌شدن را شناسایی کند. روبات با مقایسه زمان رسیدن صداها به هر میکروفن، می‌تواند مکان، جهت و سرعت نزدیک شدن خطر را محاسبه و با استفاده از نتیجه این داده‌ها، تصمیم‌ بگیرد، آیا لازم است پنهان شود یا نه.

مترجم: زینب همتی

منبع: PopularScience


 
کوسه‌ها، کامپیوترهایی شناور
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:
بسیاری از مردم با در نظرگرفتن این‌که کوسه‌ها می‌توانند تهدیدی علیه موجودات زنده باشند و آنها را طعمه خود قرار دهند، توانایی‌های این گروه از موجودات زنده را اندکی فراتر از موجودات ابتدایی و اولیه می‌دانند، اما دیدگاه دانشمندان در این باره متفاوت است. محققان بر این باورند کوسه‌ها کامپیوتر‌های شناگری هستند که می‌توان آنها را یکی از پیشرفته‌ترین سیستم‌های حسی میان مهره‌داران و حتی موجوداتی با قابلیت‌هایی فراتر از موجودات زنده در این زمینه به شمار آورد.

کوسه‌ها می‌توانند مجموعه‌ای از داده‌های حسی باورنکردنی و شگفت‌انگیز را از محیط اطرافشان دریافت کنند. حس شنوایی این موجودات به قدری قوی است که آنها می‌توانند صدای ماهی‌هایی را که در فاصله دورتر در حرکت هستند بشنوند. توانایی حس بویایی کوسه‌ها به اندازه‌ای است که آنها به کمک این حس می‌توانند بوی ماهی‌ها را در مردابی به وسعت یک هزار مترمربع و به عمق 2 متر بخوبی استشمام کنند و از وجود آنها آگاه شوند. توانایی عدسی چشم کوسه‌ها، 7 برابر توانایی عدسی چشم انسان‌هاست و در پشت چشم آنها یک غشای اختصاصی وجود دارد که تصاویر را منعکس کرده و توانایی و قدرت بینایی کوسه‌ها را افزایش می‌دهد.

سطح بدن کوسه‌ها پوشیده از رشته‌های عصبی میکروسکوپی و سلول‌هایی مویی شکلی است که این موجودات می‌توانند به کمک آنها از وجود اجسامی که در نزدیکی آنها در حرکت هستند، آگاه شوند.

کوسه‌ها مغزی به نسبت بزرگ و پیچیده دارند که با استفاده از آن می‌توانند اطلاعاتی را که به طور مسلسل‌وار از طریق گیرنده‌های حسی دریافت می‌کنند پردازش و تفسیر کنند. مغز کوسه‌ها از نظر اندازه و عملکرد شبیه به مغز موجوداتی مانند پستانداران و پرندگانی است که از آنها به عنوان موجوداتی پیشرفته در مقایسه با دیگر موجودات زنده نام برده می‌شود.

اما یکی از ویژگی‌های عجیب و منحصر به فرد کوسه‌ها این است که این موجودات از یک حس ششم برخوردارند و با استفاده از آن میدان‌های الکتریکی که در آب وجود دارد را احساس می‌کنند. میدان‌های الکتریکی که در دریاها ایجاد می‌شود می‌تواند ناشی از میدان مغناطیسی زمین، جریان‌های اقیانوسی مانند جریان آب گرم گلف استریم، شکستگی یا غرق شدن کشتی‌ها یا حرکت حیوانات باشد.

حس ششم این موجودات به آنها این توانایی را می‌دهد تا حتی کوچک‌ترین علائم و نشانه‌ها که می‌تواند نوسانات ناشی از ضربان قلب یک ماهی در اعماق آب باشد را نیز به آسانی ردیابی کنند. ممکن است کوسه‌ها از اطلاعاتی که از طریق این حس دریافت می‌کنند، برای جهت‌یابی هنگام مهاجرت از یک منطقه به منطقه دیگر استفاده کنند.

ندا جوادهراتی

منبع: Indianapublic


 
چرا تنها صدای هواپیماهای مافوق صورت را می‌شنویم؟
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:
آیا تا به حال برایتان پیش آمده بخواهید هواپیمایی جتی که ناگهان صدای آن را می‌شنوید در آسمان رصد کنید؟ در بسیاری از موارد بلافاصله سرتان را بالا می‌گیرید، اما هیچ نشانی از این هواپیما را نمی‌یابید. این در حالی است که شما دقیقا همان نقطه‌ای را نگاه می‌کنید که صدای این هواپیما چند لحظه قبل از همانجا در آسمان طنین می‌انداخت.

هواپیما با سرعتی بیشتر از سرعت صوت حرکت می‌کند و به همین علت شما هنگامی صدای آن را می‌شنوید که هواپیما از آن منطقه گذشته است. این گفته تا حدودی درست است، اما در حقیقت اختلاف سرعت حرکت هواپیما بر فراز آسمان با سرعت حرکت نور به اندازه‌ای نیست که شما نتوانید همزمان با شنیدن صدای هواپیما، آن را در آسمان ببینید. آنچه موجب می‌شود نتوانید همان موقع که صدای هواپیمایی را می‌شنوید آن را در آسمان ببینید این است که صدا بسیار کندتر از نور حرکت می‌کند. سرعت حرکت نور حدود یک میلیون برابر سرعت حرکت صوت است.

در سطح دریاها صوت با سرعتی در حدود 1200 کیلومتر برساعت حرکت می‌کند و این در حالی است که در شرایط مشابه، نور با سرعتی حدود 296‌هزار کیلومتر بر ثانیه در حرکت است. معمولا هواپیماهای مسافربری در ارتفاع 30 هزار پایی از سطح زمین پرواز می‌کنند. از این ارتفاع، 30 ثانیه طول می‌کشد تا امواج صوتی به سطح زمین برسند، اما از همین ارتفاع نور در مدت زمان کمتر از 400 هزارم ثانیه به سطح زمین برخورد می‌کند.

بنابراین می‌توان گفت نور بلافاصله به ما می‌رسد. هواپیمایی که با سرعت 960 کیلومتر بر ساعت در حرکت است در 30 ثانیه‌ای که طول می‌کشد تا صدای آن به گوشتان برسد، 5 کیلومتر در مسیر حرکتش پیش رفته است. به همین دلیل زمانی که شما صدای این هواپیما را می‌شنوید، هواپیما دیگر در مکانی که امواج صوتی از آن منطقه به سوی زمین رهسپار شده‌اند، قرار ندارد، بلکه در حدود 5 کیلومتر جلوتر از منبع انتشار امواج صوتی قرار گرفته است و وقتی به آسمان نگاه می‌‌کنید با کمال تعجب متوجه می‌شوید که هیچ اثر و نشانه‌ای از این هواپیما نیست، شما مرتکب هیچ اشتباهی نشده‌اید، خیالاتی هم نشده‌اید، بلکه این ماهیت علم فیزیک است که موجب می‌شود چنین موضوعی را تجربه کنید.

ام‌البنین خان‌وردی

منبع: indiana media


 
نجات زمین از محاصره پلاستیک‌ها
ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:
در شرایطی که به نظر می‌رسد بزودی کره خاکی ما در اقیانوسی از پلاستیک غرق می‌شود، کمتر از 10 درصد از زباله‌های پلاستیکی بازیافت می‌شوند. این رقم در مقایسه با میزان فلزات بازیافتی که حدود 90 درصد است عدد ناچیزی است. نبود بازیافت گسترده پلاستیک به دلیل مشکلات بسیار پیچیده در پیدا کردن و مرتب‌سازی انواع مختلف آن است. مایک بیدل از جمله افرادی است که برای نجات محیط زیست و استفاده مجدد از مواد دورریختنی به جنگ پلاستیک‌هایی که در گوشه و کنار تلمبار شده‌اند رفته و با روش استثنایی خود موفق شده تا هر نوع پلاستیکی را بازیافت کند. گفت‌وگوی این محقق و کارشناس محیط‌زیست را با enviromedia بخوانید.

شما در همایش‌ها و مجامع مختلف اعلام کرده‌اید برای رهایی از زباله‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، باید درباره آنچه از کودکی آموخته‌ایم بازنگری کنیم.

بله، بسیاری از مشکلاتی که ما در زندگی امروزی خود شاهد آنها هستیم به تفکراتمان در دوران کودکی باز‌می‌گردد که متاسفانه با وجود رشد فکری ما تغییر محسوسی در آنها ایجاد نشده است. در کودکی فکر می‌کنیم بهترین وسایل باید متعلق به ما باشد. البته به محض این‌که آن وسیله شکست یا از کار افتاد دیگر کنارش می‌گذاریم و هیچ مسوولیتی هم نسبت به آن احساس نمی‌کنیم. تنها در کارخانجات بازیافتی که من و همکارانم در چند نقطه از دنیا راه‌اندازی کرده‌ایم، حدود یک میلیون پوند (500 تُن) از چیزهایی که مردم دور ریخته‌اند را دسته‌بندی می‌کنیم. یک میلیون پوند در روز به نظر خیلی زیاد می‌آید، اما این یک قطره کوچک (کمتر از یک درصد) از اقیانوس کالاهای بادوامی است که هر سال در سراسر دنیا دفع می‌شوند. در حقیقت، براساس پیش‌بینی سازمان ملل حدود 85 میلیارد پوند ضایعات الکترونیک هر سال در سراسر جهان دور ریخته می‌شوند و اگر کالاهای بادوامی مانند خودرو و... را هم به حساب بیاوریم، حجم سالانه این دورریزها 2 برابر خواهد شد. بیشتر مردم این حجم از مواد دورریختنی گردآوری شده را کوهی از زباله می‌دانند اما من و همکارانم آنها را معادن ارزشمند روی زمین می‌دانیم.

این‌که شما این مواد را معدنی ارزشمند می‌دانید خیلی خوب است، اما چه چیزی باعث چنین تعبیری شده است؟

چنین تعبیری به این بستگی دارد که چگونه مواد خام را از جریان بسیار پیچیده زباله استخراج کنیم. زیرا همانگونه که همه ما می‌بینیم و می‌شنویم فضای محدود کره خاکی ما با وجود افزایش جمعیت روزافزون و استفاده بیشتر و گسترده‌تر از کالاهای مصرفی کوچک و کوچک‌تر می‌شود.

شما از جمله افرادی هستید که در مبارزه با مواد دورریختنی موفق شده‌اید. اما چه موادی برای بازیافت بیشتر مدنظر شما هستند؟

چند سالی است بحث بازیافت در مناطق مختلف جهان مطرح شده است. این موضوع در کشورهایی همچون آمریکا و کشورهای اروپایی که سیاست‌های بازیافتی منسجمی دارند سریع‌تر پیش می‌رود.

بیشتر حجم مواد بازیافتی انواع پلاستیک و فلزات هستند. در واقع ما معادن را برای به دست آوردن مواد اولیه تولید محصولات استخراج می‌کنیم یا نفت را از دل زمین بیرون می‌کشیم تا از آن موادی همچون پلاستیک را به دست آوریم. وجود این مواد در طبیعت تبعات و پیامدهای اقتصادی و زیست‌محیطی قابل توجهی خواهند داشت.

در حال حاضر عمده موادی که از کالاهای مستهلک استخراج می‌شود، فلزات هستند. برای ایجاد چشم‌انداز مناسب من فولاد را به عنوان نماینده برای فلزات به کار می‌گیرم، زیرا این رایج‌ترین فلز است و بیش از 90 درصد قابلیت بازیافت و استفاده مجدد را دارد. پلاستیک هم داستان دیگری دارد و در بسیاری از موارد قابل بازیافت است. این در حالی است که در حال حاضر بیشتر پلاستیک‌ها سوزانده یا دفن می‌شوند و تنها 10 درصد بازیافت می‌شود.

پس با توجه به این مقایسه‌ای که میان فلزات و پلاستیک‌ها وجود دارد، دلیل اصلی این‌که تنها حجم کمی از مواد پلاستیکی بازیافت می‌شود، چیست؟

بیشتر مردم فکر می‌کنند پلاستیک ماده دورریختنی است، و ارزش بسیار کمی دارد. اما نکته جالب اینجاست که پلاستیک چند برابر بیشتر از فولاد ارزش دارد و تولیدات پلاستیکی و مصرف آنها در سراسر دنیا، بیشتراز فولاد است. خوب عمدتا به دلیل این‌که فلزات از مواد دیگر و از یکدیگر بسیار آسان بازیافت می‌شوند. تراکم بسیار متفاوتی دارند. دارای خواص مختلف الکتریکی و مغناطیسی هستند و رنگ‌های مختلفی دارند. این برای انسان یا ماشین بسیار آسان است که فلزات را از یکدیگر جدا کنند. این در حالی است که پلاستیک‌ها دارای تراکم‌های همپوشان در یک محدوده بسیار باریک هستند. آنها دارای خواص الکتریکی و مغناطیسی یکسان یا بسیار مشابه هستند. همچنین هر نوع پلاستیکی می‌تواند در هر رنگی باشد، بنابراین روش‌های سنتی جداسازی مواد بسادگی برای پلاستیک قابل استفاده نیستند. نکته دیگر این‌که مواد مختلف از کشورهای توسعه‌یافته به کشورهای درحال توسعه می‌روند تا در آنجا نیروهای کار برای کمتر از یک دلار در روز، آنها را بازیافت کنند. آنها چیزی را که می‌توانند استخراج می‌کنند، که عمدتا فلزاتی همچون صفحه مدار (الکتریکی) هستند و چیزی را که نمی‌توانند بازیافت کنند، از جمله پلاستیک‌ها را رها می‌کنند یا در ذوبخانه‌ها می‌سوزانند تا فلزاتشان را بگیرند. اگرچه ممکن است این راه‌حل کم‌هزینه و اقتصادی باشد، اما قطعا برای محیط زیست یا سلامت و ایمنی انسان روش مناسبی نیست. من این روش را بهره‌گیری از تفاوت قیمت در مناطق مختلف می‌دانم؛ این نه عادلانه است و نه ایمن و پایدار.

به هر حال همان‌طور که شما هم اشاره کردید بازیافت پلاستیک کار پیچیده‌ای است؟

بله، حدود 20 سال پیش، برای پیدا کردن پاسخ این سوال در انباری خانه‌ام دست به کار شدم و سعی کردم متوجه شوم، چگونه می‌توان این مواد بسیار مشابه را، از یکدیگر جدا کرد. در نهایت با کمک دوستانم که کارشناس معدن هستند موفق شدم این رمز را بشکنم و سرانجام دریافتیم چگونه این کار را انجام دهیم.

شما دقیقا چه کردید؟

در این فرآیند، ما شروع به خلق دوباره پلاستیک کردیم. در روش سنتی پلاستیک از نفت خام یا پتروشیمی ساخته می‌شود. ما گفتیم روش پایدارتری برای ساخت پلاستیک باید وجود داشته باشد. نه تنها پایداری از نقطه نظر زیست‌محیطی، بلکه پایداری از نقطه نظر اقتصادی. یقینا این فرآیند هزینه‌ای بیشتر از استخراج نفت نخواهد داشت، ضمن آن که ما پلاستیک‌ها را به مولکول‌ها تجزیه نمی‌کنیم و دوباره آنها را ترکیب نمی‌کنیم. ما از یک رویکرد معدنی برای استخراج مواد استفاده می‌کنیم.

 

این فرآیند چگونه است؟

کار ما ابتدا مشابه بازیافت فلزاتی که به ذرات کوچک خرد شده‌اند، شروع می‌شود. یعنی همانند این‌که فلزات را بازیابی می‌کنند و چیزی به نام پسمانده خرد شده باقی می‌گذارند، عمل می‌کنیم. به این ترتیب، یک ترکیب بسیار پیچیده از مواد، اما عمدتا پلاستیک به دست می‌آوریم. ما چیزهایی که پلاستیک نیستند را بیرون می‌کشیم، اینجا اولین مرحله از فرآیند ماست که بیشتر شبیه روش‌های سنتی بازیافت است. ما مواد را سرند می‌کنیم. برای این کار از آهنربا و طبقه‌بندی به کمک نیروی باد استفاده می‌کنیم. در آخرین مرحله از فرآیند، ما مخلوطی از پلاستیک مرکب داریم، انواع زیادی از پلاستیک و تعداد زیادی از درجات اندازه پلاستیک.

در نهایت این مخلوط پلاستیک را چه می‌کنید؟

این مرحله بخش پیچیده‌تری از فرآیند ماست و واقعا مشکل است، فرآیند جداسازی چند مرحله‌ای آغاز می‌شود. ما پلاستیک را به اندازه‌های کوچک آسیاب می‌کنیم. ما از یک فرآیند خودکار برای مرتب کردن پلاستیک‌ها استفاده می‌کنیم، نه‌تنها براساس نوع، بلکه با درجه اندازه آنها و در پایان این مرحله خرده‌های پلاستیک براساس درجه‌بندی بیرون می‌آید. سپس ما از مرتب‌سازی چشمی برای مرتب کردن رنگ این مواد استفاده می‌کنیم. مخلوطی 50 هزار پوندی (5‌/‌2 تن) در سیلوهای مخلوط درست می‌کنیم. این ماده را به طرف اکسترودر (رانشگر) محل ذوب هل می‌دهیم. به طرف سوراخ کوچک قالب‌های ریخته‌گری و رشته‌های پلاستیکی مانند اسپاگتی می‌سازیم. این رشته‌ها را به صورت چیزی که آن را حبه می‌نامیم، خرد می‌کنیم. این همان ماده‌ای است که شما از نفت خام می‌گیرید و امروز ما این را از چیزهای کهنه شما تولید می‌کنیم.

به این ترتیب براحتی می‌توانیم از موادی که زمانی دور انداخته‌ایم، دوباره استفاده کنیم.

به جای این‌که مواد دورریز شما در نهایت باعث آلودگی کشورهای در حال توسعه شوند، می‌توانید آنها را روی میز کار یا در دفترتان بیابید که به شکل محصولات جدید درآمده‌اند. ما سرنخ‌هایمان را از طبیعت گرفتیم. طبیعت ضایعات خیلی کمی دارد و عملا از هر چیزی استفاده مجدد می‌کند. در نهایت، امیدوارم شما با من موافق باشید که آخرین قوانین کودکی را کمی تغییر دهیم یعنی اگر وسیله‌ای که داریم را شکستیم، بازهم آن را از آن خود بدانیم و از کنارش بی‌مسوولیت نگذریم.

راهکاری برای صرفه‌جویی در هزینه‌های تولید

با کمک روش ابداعی مایک بیدل، در بازیافت مواد مختلف و در نهایت هزینه تولید انرژی صرفه‌جویی می‌شود. در این روش به طور معنی‌داری هزینه سرمایه‌گذاری کمتری در تجهیزات کارخانه‌ نیاز است، ضمن آن‌که به صرفه‌جویی انرژی عظیمی منجر می‌شود ودرنهایت بین 80 تا 90 درصد انرژی صرفه‌جویی می‌کند. درواقع در مقایسه با ساخت به روش‌های سنتی و به جای صرف چند صد میلیون دلار برای ساخت یک کارخانه که فقط یک نوع پلاستیک را در تمام عمرش می‌سازد، این کارخانه‌ها می‌توانند هر نوع پلاستیکی را که به خوردشان بدهیم، بسازند. در کنار تمام این مزایا چنین کارخانه‌هایی حداقل میزان تولید دی‌اکسید کربن را دارند. در نتیجه با وجود آنها بدون هیچ هراسی از آلوده‌کردن محیط‌زیست می‌توان به بازیافت مواد پلاستیکی مختلف پرداخت.


 
100 سال حضور در سرزمین پنگوئن‌ها
ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:
زمستان امسال حضور بشر در قطب جنوب 100 ساله شد. طی یک قرن گذشته برای رسیدن به قطب جنوب و طاقت‌آوردن در منطقه‌ای که از حیث شرایط محیطی سخت‌ترین نقطه زمین محسوب می‌شود، رقابت خیره‌کننده‌ای در جریان بوده است. رولد آموندسن، کاشف نروژی نخستین انسان معاصری است که پا به قطب جنوب گذاشته است. وی با عبور از قاره آنتارکتیکا ـ که به عنوان سردترین، بادخیزترین و در عین حال خشک‌ترین منطقه زمین شناخته می‌شود ـ دست به کار بزرگی زد. او همراه تیمش در 14 دسامبر 1911 پا به منطقه‌ای گذاشت که در علم جغرافیا قطب جنوب نامیده می‌شود. او معتقد بود قطب جنوب انتهای زمین است.

 
خلق ابزارهای نوین برای توسعه اکتشافات قطبی
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی:
طی یک قرن گذشته که بشر نگاه ویژه‌ای به قطب جنوب داشته است تلاش شده تا ابزارهای مورد نیاز برای سفر به این منطقه و اقامت طولانی مدت در آن نیز طراحی و ساخته شود.

از سورتمه‌های ابتدایی یک قرن پیش گرفته تا سیستم‌های موتوری سبک و تندروی امروزی، مجموعه‌ای متنوع از فناوری‌ها در این زمینه ابداع شده است که از این حیث می‌توان طراحی و ساخت این ابزارها را به عنوان یک دانش نوین مورد مطالعه قرار داد.

با توجه به این‌که به نظر می‌رسد در سال‌ها پیش‌رو مجموعه گسترده‌ای از مطالعات تحقیقاتی در قطب جنوب آغاز شود، ضروری است تا سیستم‌های مدرن‌تری برای حمل و نقل در این منطقه ابداع شوند و در این رهگذر طرح‌های مفهومی بیشترین کمک را می‌توانند به ارمغان بیاورند.

چندی پیش گروهی از محققان کالج سلطنتی هنر انگلیس از طرح یک سیستم حرکتی فوق مدرن ویژه مناطق قطبی پرده برداشتند که به نظر می‌رسد با توجه به قابلیت‌های متنوع حرکتی که در آن دیده می‌شود بزودی کار ساخت آن نیز آغاز شود.

از مشخصات قابل توجه این سیستم حرکتی می‌توان به سبکی و کوچک بودن آن اشاره کرد که انطباق‌پذیری چشمگیری با معیارهای زیست محیطی دارد. این سیستم حرکتی که Ninety Degrees South نام دارد صرفا برای حرکت در سخت‌ترین سطوح و بد آب و هواترین مناطق جهان ساخته شده است، یعنی جایی مثل قطب جنوب.

حفظ ایمنی دو سرنشین این خودروی مخصوص برف و یخ حرف اول و آخر را می‌زند. از این‌رو چندان هم غیرمنتظره نیست که با مجموعه‌ای از فناوری‌های حوزه ایمنی سرنشینان در آن روبه‌رو شویم. گذشته از این، خودروی Ninety Degrees South به گونه‌ای طراحی شده که دو سرنشینش را از پرتوهای مرگبار ماورای بنفش خورشید در امان نگاه می‌دارد.

یکی دیگر از نکات جالب توجه این خودروی مخصوص، امکان جابه‌جایی آن با استفاده از هواپیماهای مخصوصی است که برای انتقال دانشمندان به منطقه قطب جنوب طراحی و ساخته شده است.

معمولا از هواپیماهای کوچک Twin Otter برای انتقال دانشمندان به این منطقه استفاده می‌شود و با توجه به ابعاد کوچک Ninety Degrees South می‌توان برای جابه‌جایی این خودروی مخصوص نیز از این هواپیماها بهره گرفت. مون، محققی است که هدایت تیم طراحان این خودروی مخصوص را به عهده دارد.

او می‌گوید: مهم‌ترین چالشی که در این زمینه داشتیم، طراحی خودرویی بود که بتوان آن را دوستدار محیط‌زیست عنوان کرد. او که خود را عاشق برنامه‌های هیجان‌انگیز غلبه بر محیط‌های سخت و خشن نظیر قطب جنوب می‌داند به پروژه Ninety Degrees South به عنوان دستاوردی بزرگ در زمینه توسعه اکتشافات در قطب جنوب نگاه می‌کند.


 
← صفحه بعد